صنايع شيميايي ژيكاوا

نكات حائز اهميت در جزئيات سازه هاي بتني

نكات حائز اهميت در جزئيات سازه هاي بتني
١). حداقل طول وصله در تيرها، ستونها و دالها، 55 برابر قطر آرماتور رعايت گردد. در صورتي كه طول وصله كمتر از اين مقدار باشد، محاسبات مربوطه در دفترچه محاسبات اضافه شود.

2. در ستونهاي قابهاي با شكل پذيري متوسط و زياد، توجه شود كه حداكثر نسبت آرماتور طولي در محل وصله به 6% محدود گردد. لذا در صورتي كه نسبت آرماتور ستون بيش از 3%باشد، بايد آرماتورهاي مقطع، در طول ستون در محلهاي متفاوت وصله شوند به نحوي كه در هر مقطع ستون، نسبت آرماتور از 6% فراتر نباشد.

3. طبق بند هاي 9-20-3-2-2-7 و 9-20-4-2-3-10 در قابهاي با شكل پذيري متوسط و زياد، درمحل اتصال ستون به شالوده، بايد آرماتور عرضي حداقل در طول 300 ميليمتر در شالوده ادامه يابد. همچنين در قسمت هاي خارج از ناحيه بحراني ستونها (محدوده مياني ستونها) طبق بند 9-12-6-4-1 حداكثر فاصله بين آرماتورهاي عرضي ستون به d/2 محدود ميشود.

4. در مورد آرماتور عرضي تيرها در قابهاي با شكل پذيري متوسط و زياد، حداقل طول "دو برابر ارتفاع تير" براي آرماتورگذاري عرضي ويژه كنترل شود. همچنين حداكثر فاصله مجاز آرماتورهاي عرضي در اين ناحيه برابر يك چهارم ارتفاع موثر تير (d) در نظر گرفته شود و فاصله اولين آرماتور عرضي از بر ستون بيش از 5 سانتيمتر نباشد.

5. در مورد تيرهاي اصلي كه تيرهاي فرعي با بار قابل توجه به صورت تودلي به آنها متصل ميشوند، بايد آرماتور پيچشي طولي و عرضي محاسبه شده توسط نرم افزار به طور مناسب با آرماتورهاي خمشي و برشي تيرهاي اصلي تركيب شده و در نقشه ها درج شود. در مورد جزئيات طراحي و نحوه تركيب آرماتورها و چيدمان آنها در مقطع، توجه به بخشهاي 9-12-7 تا 9-12-12 مبحث نهم لازم است. طبق بندهاي 9-12-8-3، 9-12-9-1 و 9-12-12-1 بايد آرماتور پيچشي طولي به طور يكنواخت دور تا دور مقطع توزيع شده و تركيب آرماتور پيچشي (طولي و عرضي) با آرماتور خمشي و برشي انجام شود.

6. در مورد تغيير مقطع ستونهاي بتني كه در نما قرار ميگيرند، بايد كوچك شدن ستون فقط از سمت داخل ساختمان انجام شود. با توجه به بخش 9-11-12 مبحث نهم، در صورتي كه ميزان عقب نشيني مقطع ستون از يك سمت بيش از 75 ميليمتر باشد يا شيب ملايم تر از 1 به 6براي ميلگرد طولي ستون تامين نشود بايد در محل عقب نشيني آرماتور ستون پاييني با خم استاندارد مهار شود و براي ستون بالايي آرماتور انتظار در ستون پاييني پيش بيني شود. در مورد ستونهاي مياني نيز كه كوچك شدن مقطع از دو طرف انجام ميگيرد، در صورتي كه شرايط فوق برقرار باشد، بايد آرماتوربندي با توجه به اين جزئيات رسم شود.

7. براي تيرهاي با دهانه كوتاه در قابهاي شكل پذير متوسط و زياد، توجه شود كه طبق بند 9-20-3-1-1-1 مبحث نهم، حداكثر مقدار عمق موثر تير بايد به يك چهارم دهانه آزاد تيرمحدود شود. همچنين به علت طول كوتاه اين دهانه ها، نيروي برشي حاصل از زلزله در اين دهانه ها نسبت به ديگر تيرها بيشتر بوده و آرماتور برشي مورد نياز نسبت به ديگر تيرها بيشتر خواهد بود كه توجه طراح سازه به آن ضروري است.

8. در تيرهاي قاب هاي خمشي بتني با شكل پذيري متوسط و زياد، طبق بندهاي 9-20-3-1-2-2 و 9-20-4-1-2-2 بايد در بر ستون مقاومت لنگر خمشي مثبت حداقل به ميزان نصفمقاومت لنگر خمشي منفي تامين شود. به اين منظور لازم است در بر ستونها مقدار آرماتور تحتاني (آرماتور فشاري) كمتر از نصف آرماتور فوقاني (آرماتور كششي) نباشد.

9. در تيرهاي قاب هاي خمشي بتني با شكل پذيري متوسط و زياد، طبق بندهاي 9-20-3-1-2-2 و 9-20-4-1-2-3 بايد حداقل يك چهارم آرماتور موجود در مقاطع بر تكيه گاه ها، (هر انتها كه آرماتور بيشتري دارد) در سراسر طول تير ادامه داشته باشند.

10. در مقاطع تيرها، حداقل فواصل آزاد بين ميلگردها طبق بخش 9-11-11 مبحث نهم رعايت گردد. رابطه تقريبي زير به عنوان راهنما پيشنهاد مي شود:

n=Integer[ (b-65) / (2db+35) ]

b : عرض تير بر حسب ميليمتر

db : قطر ميلگرد طولي بر حسب ميليمتر

n : حداكثر تعداد ميلگرد با احتساب ميلگردهاي سراسري و تقويتي


رابطه فوق درحالت وصله شدن كليه ميلگردها به دست آمده است. در صورتي كه طول تير به نحوي باشد كه احتياج به وصله نداشته باشد، حداكثر تعداد ميلگردها قابل افزايش خواهد بود. به هر حال، در مواردي كه تعداد ميلگرد مورد نياز بيشتر از حداكثر تعداد مجاز ميلگرد باشد، بايد آرماتورها در دو يا چند سفره چيده شوند. در اين حالت حداقل فاصله لازم بين سفره هاي متوالي، طبق بند 9-11-11-1-3 بايد برابر حداكثر دو مقدار 25 ميليمتر و بزرگترين قطر ميلگرد طولي باشد. در فايل كامپيوتري سازه نيز بايد مقدار پوشش بتني تيرها متناسب با تعداد سفره هاي ميلگرد افزايش يابد به نحوي كه نشان دهنده مركز سطح تقريبي مجموعه ميلگردها باشد. جزئيات مورد نظر در شكل هاي فوق نشان داده شده است.

11. در مقاطع ستونها، حداقل فواصل آزاد بين ميلگردها طبق بخش 9-11-11 مبحث نهم رعايت گردد. رابطه تقريبي زير به عنوان راهنما پيشنهاد مي شود:

n=Integer[ (c-55) / (2db+40) ]

c : عرض ستون بر حسب ميليمتر

db : قطر ميلگرد طولي ستون بر حسب ميليمتر

n : حداكثر تعداد ميلگرد در ضلع ستون به عرض c

12.در مورد تيرهايي كه عرض آنها بزرگتر از عرض ستون تكيه گاهي است، جزئيات كامل اتصال تير به ستون با رسم نحوه عبور آرماتورهاي تير از ستون نشان داده شوند.

13. توجه شود كه براي قابهاي با شكل پذيري متوسط و زياد، طبق بندهاي 9-20-3-1-1-2 و 9-20-4-1-1-2 برون محوري هر عضو خمشي نسبت به ستوني كه با آن قاب تشكيل مي دهد، (فاصله محورهاي هندسي دو عضو) نبايد بيشتر از يك چهارم عرض مقطع ستون باشد.

14. با توجه به اينكه بايد آرماتور تيرها با قلاب ◦90 در ستونهاي كناري سازه مهار شوند و با توجه به اينكه طول قلاب استاندارد ◦90 حدود ۱۵ برابر قطر ميلگرد است، حداقل اندازه مجاز ستونها 35x35 سانتيمتر خواهد بود كه در اين حالت حداكثر قطر مجاز براي آرماتور طولي تير برابر 18 ميليمتر است. به عنوان يك رابطه تقريبي، حداقل بعد لازم براي ستون بر حسب قطر ميلگرد تير، برابر "۱۵ برابر قطر ميلگرد + ۷۰" ميليمتر خواهد بود.

15. در صورت استفاده از آرماتور برشي مارپيچ، طبق بند 9-11-9-4-3 در هر گام مارپيچ فاصله آزاد بين ميلگردها نبايد از 75 ميليمتر بيشتر باشد.

16. در صورت استفاده از قاب خمشي بتني با شكل پذيري زياد، توجه شود كه كنترلآرماتور عرضي ستونها در نواحي بحراني (موضوع بند 9-20-4-2-3-2) توسط نرم افزار انجام نمي شود و اين محاسبات بايد به صورت دستي در دفترچه محاسبات انجام و آرماتور لازم در نقشه ها درج گردد.

17. در صورت استفاده از ديوار برشي، براي انتقال بار از ديافراگم سقف به ديوار برشي بايدآرماتور دوخت مورد نياز با عملكرد برش اصطكاكي طبق بخش 9-12-13 براي نيروهاي انتقالي ديافراگم كه از بخش 6-7-2-7 محاسبه مي شود طراحي گردد. اين نكته بايد در مورد ديوارهايي كه به علت قرار گرفتن در كنار بازشوهاي سقف، اتصال كامل به ديافراگم ندارند به طور ويژه بررسي شود. توصيه مي شود اصولا از كاربرد ديوارهاي برشي در كنار بازشوهاي سقف اجتناب گردد.

18. در مورد دالهاي بتني (سقف و رمپ) كنترل حداقل ضخامتها طبق ضوابط فصل 14 مبحث نهم مقررات ملي ساختمان در دفترچه محاسبات انجام گيرد. در غير اين صورت بايد كنترل تغيير شكل براي ضخامت مورد نظر، طبق ضوابط اين فصل با انجام محاسبات تغيير شكل در حالت بهره برداري، انجام شود.

19. طبق بند 9-9-7-2 در سازه هاي بتني در صورتي كه طول يا عرض ساختمان از مقادير تعيين شده (35 متر براي شرايط آب و هوايي تهران) تجاوز كند، اجراي درز انبساط به مقدار حداقل الزامي است. درز انبساط بايد در شالوده نيز ادامه يابد. در ضمن با توجه به شرايط سازه بايد مقدار درز انبساط با حداقل عرض درز انقطاع نيز طبق بند 6-7-1-3-4 كنترل گردد.

20. در مورد آرماتور عرضي ستونها در قابهاي با شكل پذيري متوسط و زياد، حداقل طول براي ناحيه آرماتورگذاري عرضي ويژه برابر حداكثر مقادير"يك ششم ارتفاع آزاد ستون، ضلع بزرگتر مقطع مستطيل يا قطر دايره و 450 ميليمتر" كنترل شود. همچنين حداكثر فاصله مجاز آرماتورهاي عرضي در اين ناحيه برابر حداقل مقادير"8 برابر قطر كوچكترين ميلگرد طولي ستون، 24 برابر قطر خاموت، نصف كوچكترين ضلع مقطع ستون و 150 ميليمتر" در نظر گرفته شود و فاصله اولين آرماتور عرضي از بر اتصال ستون به تير نبايد بيش از نصف مقادير فوق باشد. در ناحيه مياني ستون، حداكثر فاصله مجاز آرماتورهاي عرضي برابر حداقل مقادير "نصف ارتفاع موثر مقطع (d/2) و 250 ميليمتر" در نظر گرفته شود.

21. در مورد ستونهايي كه هم در تراز طبقه و هم در تراز ميان طبقه به آنها تير متصل مي شود(مانند ستونهاي پاگرد پله ها و ستونهاي واقع در مرز اختلاف تراز ساختمانهاي دوبلكس) براي كنترل بند 20، در اغلب موارد ابعاد ستون به نحوي است كه بايد خاموت گذاري ويژه در كل ارتفاع ستون به صورت پيوسته انجام گيرد.
منبع:ايران بتن

 

 

 

 


برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ تير ۱۳۹۴ساعت: ۱۲:۱۲:۵۵ توسط:س.ا موضوع: مقالات عمراني

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :